سبک زندگی

اراده مثل عضله است؛ چطور قوی‌اش کنیم و بیهوده خرجش نکنیم

قدرت اراده

خیلی از ما فکر می‌کنیم آدم‌هایی که همیشه سر قولشان با خودشان می‌مانند، از یک جنس دیگرند؛ انگار با یک ذخیرهٔ بی‌پایان از قدرت اراده به دنیا آمده‌اند. واقعیت جالب‌تر و دلگرم‌کننده‌تر از این حرف‌هاست. اراده چیزی نیست که یا داشته باشی یا نداشته باشی. بیشتر شبیه یک عضله است: هر چه بیشتر و درست‌تر به کارش بگیری، قوی‌تر می‌شود، و اگر بی‌حساب ازش کار بکشی، همان‌جا وسط راه کم می‌آورد.

بیایید سر همین دو موضوع حرف بزنیم؛ اول اینکه چطور این عضله را ورزیده کنیم، و بعد اینکه چطور نگذاریم انرژی‌اش الکی هدر برود.

اراده را مثل یک عضله تمرین بده

راهش یکی است: باید کارهایی انجام بدهی که خودکنترلی‌ات را به چالش می‌کشند. درست مثل تمرین با وزنه، همان لحظه که داری فشار می‌آوری خسته می‌شوی و ذخیره‌ات ته می‌کشد، اما همان فشار کوتاه‌مدت است که در درازمدت ظرفیتت را بالا می‌برد.

نکته این‌جاست که لازم نیست از کارهای بزرگ شروع کنی. یک‌سری تمرین‌های کوچک و به‌ظاهر بی‌اهمیت هم همین اثر را دارند. مثلاً چند روز با دست غیر غالبت مسواک بزن یا در را باز کن. یا حواست باشد که موقع نشستن قوز نکنی و کمرت را صاف نگه‌داری. این‌ها به خودی خود مهم نیستند، ولی هر بار که خودت را وادار می‌کنی کاری را که مغزت دوست ندارد انجام بدهی، داری همان عضله را یک تکان دیگر می‌دهی. جمع همین تکان‌های کوچک، آن قدرت بزرگی می‌شود که بعداً سر تصمیم‌های سخت به دردت می‌خورد.

یک سود پنهان هم این وسط هست: وقتی کاری برایت به عادت تبدیل شود، دیگر تقریباً هیچ اراده‌ای مصرف نمی‌کند. یعنی هر عادت خوبی که می‌سازی، مقداری از انرژی ذهنی‌ات را آزاد می‌کند تا خرج جای مهم‌تری شود.

بیست راه برای اینکه اراده‌ات را بیهوده خرج نکنی

قوی کردن اراده یک طرف ماجراست؛ طرف دیگرش این است که یاد بگیری این ذخیرهٔ محدود را جایی که لازم نیست، مصرف نکنی. این بیست نکته را می‌شود در چند دستهٔ ساده جمع کرد.

برنامه‌ریزی هوشمندانه

  • هر بار روی یک هدف تمرکز کن. اراده‌ات را بین ده کار پخش نکن؛ همه‌اش را جمع کن روی همان یک چیزی که الان مهم‌تر است.
  • تغییرهای بزرگ را در روزهای آرام زندگی‌ات شروع کن، نه وسط دوره‌های پرفشار و پرتنش.
  • هدفت را دقیق و روشن تعریف کن. «می‌خواهم سالم‌تر شوم» یک آرزوست؛ «هر روز بیست دقیقه پیاده‌روی می‌کنم» یک هدف است.
  • هر جا می‌توانی، تصمیم‌ها را خودکار کن. با ساختن یک سیستم یا استفاده از یک ابزار، خودت را از دام تصمیم‌گیری‌های تکراری خلاص کن.
  • قند خونت را ثابت نگه‌دار. تغذیهٔ درست و نخوردن وعده‌ها اثر مستقیمی روی توان خودکنترلی‌ات دارد.

نظم و سیستم

  • فهرست کارها را روی کاغذ بیاور. وقتی کارها از ذهنت بیرون می‌ریزند و جایی نوشته می‌شوند، مغزت دیگر مجبور نیست مدام آن‌ها را حمل کند.
  • برای لحظه‌های ضعف، از قبل تصمیم بگیر. همان موقع که آرامی، تکلیف خودت را با وسوسه‌های احتمالی روشن کن.
  • برای خودت روال روزانه بساز. هر چه کارها منظم‌تر و تکراری‌تر شوند، تصمیم کمتری باید بگیری.
  • پیشرفتت را زیر نظر داشته باش. همین که حواست به مسیر باشد، خودش نیمی از راه است.
  • یک نفر را در جریان بگذار. وقتی می‌دانی قرار است به کسی جواب پس بدهی، راحت‌تر پای قولت می‌مانی.

زمان‌بندی و سلامت

  • کارهای سخت را برای وقتی بگذار که ذخیرهٔ اراده‌ات پر است، یعنی معمولاً اول صبح.
  • خواب کافی را جدی بگیر و از چرت‌های کوتاه به‌جا غافل نشو. ذهن خسته، ارادهٔ خسته هم دارد.
  • تعداد انتخاب‌هایت را کم کن تا دچار فرسودگی تصمیم‌گیری نشوی.
  • وقتی مریض و بی‌حالی، تصمیم‌های مهم را عقب بینداز.
  • برای مهار هوس‌های زودگذر، ذهنت را جای دیگری مشغول کن؛ گاهی یک حواس‌پرتی ساده کل ماجرا را حل می‌کند.

محیط و نگاه بزرگ‌تر

  • فضای اطرافت را مرتب نگه‌دار. یک میز و اتاق منظم، عجیب است اما خودکنترلی‌ات را تقویت می‌کند.
  • کنار آدم‌هایی باش که دنبال همان مسیری هستند که تو می‌خواهی بروی.
  • وسوسه‌ها را از جلوی چشمت بردار. چیزی که نبینی، خیلی کمتر تو را به خودش می‌کشد.
  • به‌جای محرومیت کامل، لذت را عقب بینداز. قرار نیست همه‌چیز را برای همیشه حرام کنی؛ فقط دیرترش کن.
  • برای زندگی‌ات یک هدف بزرگ‌تر پیدا کن. وقتی بدانی برای چه چیزی می‌جنگی، تصمیم‌های ریز خودشان جا می‌افتند.

نویسنده‌های اصلی این متن اشاره می‌کنند که کسانی که زندگی‌شان یک چارچوب معنوی یا مذهبی دارد، معمولاً خودکنترلی قوی‌تری هم دارند؛ چون هم مدام مراقب رفتارشان هستند و هم به‌طور منظم همان عضلهٔ اراده را تمرین می‌دهند.


جمع‌بندی ساده است: اراده یک استعداد مادرزادی نیست، یک مهارت است. هم می‌شود پرورشش داد و هم می‌شود با کمی زیرکی طوری زندگی را چید که اصلاً کمتر به آن نیاز بیفتد.


این نوشته برگردان و بازنویسی آزادی است از مقاله‌ای در وب‌سایت The Art of Manliness و صرفاً برای استفادهٔ فارسی‌زبانان اقتباس شده است. حق محتوای اصلی متعلق به نویسندگان آن، برت و کیت مک‌کی، است.

منبع اصلی: