سبک زندگی

قرار گذاشتن با دختری که خوشت آمده: زنگ بزنی یا پیام بدی؟

بِرِت و کیت مک‌کی

شب بود و مهمانی. با دختری آشنا شدی که واقعاً خوشت آمده. آخر شب شماره‌اش را گرفتی و جدا شدید. صبح روز بعد، آن لبخند برایت مانده و دلت می‌خواهد دوباره ببینیش. حالا چه‌کار کنی؟ زنگ بزنی یا پیام بدهی؟

قرن‌ها پیش، راهش روشن بود. می‌رفتی خانه‌اش، کارت ویزیت می‌گذاشتی و منتظر می‌ماندی تا اگر خواست، جواب بدهد. حتی پانزده سال پیش هم جواب روشن بود: زنگ بزن و دختر را بیرون ببر. وقتی سال ۲۰۰۸ مقاله‌ای نوشتم با این عنوان که «کنار زنان وقت نگذران و قرار بگذار»، حرف من این بود که برای یک مرد بالغ، زنگ زدن تنها راه به‌حساب‌آمده بود.

اما دنیا عوض شده.

مصرف تلفن در آمریکا هنگام نوشتن آن مقاله به اوجش رسید و از آن‌وقت به‌بعد بیشتر پیامک زده‌اند تا زنگ بزنند — الان هم این نسبت به حدود پنج به یک رسیده. با این تغییر، نگاه ما به پیامک هم عوض شده. برای خیلی‌ها، آن‌چه قبلاً بی‌ادبانه بود، حالا ترجیح داده می‌شود.

زنگ زدن دارد از بین می‌رود، اما هنوز زنده است. و این مرد مدرن را در دورانی سرنخ‌ناپذیر گذاشته: زنگ بزنم یا پیام بدم؟

در ادامه، مزایا و معایب هر دو روش را می‌گذاریم جلويت تا بتوانی بهترین تصمیم را بگیری.

زنگ در برابر پیامک: آمار و ارقام

آزیز انصاری، کمدین، و اریک کلیننبرگ، جامعه‌شناس، وقتی کتابشان را دربارهٔ پیچیدگی‌های قرار گذاشتن مدرن می‌نوشتند، صدها جلسه بحث متمرکز با مردان و زنان جوان برگزار کردند. وقتی به این موضوع رسیدند که برای درخواست قرار اول بهتر است زنگ زد یا پیام داد، دیدند جامعه به دو دسته تقسیم شده: بعضی زنگ زدن را نشانهٔ اعتمادبه‌نفس و بلوغ می‌دانستند و بعضی دیگر تماس تلفنی را موقعیتی معذب‌کننده و پراسترس برای هر دو طرف.

این تقابل در یک نظرسنجی سال ۲۰۱۳ِ سایت Match.com هم دیده می‌شود. وقتی از آمریکایی‌های مجرد پرسیدند «اگر بخواهی کسی را به قرار اول ببری، به‌احتمالِ بیشتر از چه راهی ارتباط می‌گیری؟» جواب‌ها این‌طور تقسیم شدند:

  • بالای ۳۰ سال: ۵۲ درصد زنگ می‌زنند، ۲۸ درصد رو در رو می‌گویند، ۸ درصد پیامک می‌فرستند.
  • زیر ۳۰ سال: ۲۳ درصد زنگ می‌زنند، ۳۷ درصد رو در رو، ۳۲ درصد پیامک.

افرادی که زیر سی سال هستند، چهار برابر بیشتر از افراد بالای سی، برای قرار گذاشتن از پیامک استفاده می‌کنند. با این حال، هنوز تقریباً یک‌چهارمِ افراد زیر ۳۰ سال زنگ می‌زنند. پس موضوع فقط سن نیست.

زنگ زدن: مزایا

شجاعت و بلوغ را نشان می‌دهد. بعضی از زنانی که در جلسات بحث انصاری شرکت داشتند گفتند مردانی که زنگ می‌زنند، مطمئن‌تر و شجاع‌تر به نظر می‌رسند. این که چرا؟ هزاران سال است که در تکامل ما، مرد آغازگر و کسی است که ریسک می‌کند. وقتی پشت تلفن سراغ کسی را می‌گیری، داری یک الگوی کهنِ جذابیت مردانه را زنده می‌کنی.

شخصی‌تر و مؤدبانه‌تر است. همین که ریسک می‌کنی و خودت را جلو می‌کشی، درخواستت را خاص‌تر می‌کند. زنگ خوردنِ تلفن یک آدم معمولاً به این معنی است که کار مهمی در کار است. این حس را منتقل می‌کند که «تو برایم به‌اندازه‌ای مهمی که حاضرم صدایت بزنم.»

تو را از بقیه متمایز می‌کند. پیامک دادن این روزها مثل باد کردن هواست. هرکسی این کار را می‌کند. اما زنگ زدن، تو را متفاوت نشان می‌دهد. زنان در آن جلسات تحقیقی فهمیدند مردانی که زنگ می‌زنند، معمولاً از آن‌هایی که پیامک می‌دهند سطح بالاتری هستند.

راحتی و صمیمیت ایجاد می‌کند. طبیعی است که یک خانم وقتی قرار است با مردی بیرون برود که یا تازه دیده‌اش یا فقط از دور به‌خاطرش مانده، کمی تردید داشته باشد. زنگ زدن به او اجازه می‌دهد صدایت را بشنود، لحن‌ات را بفهمد و بهتر قضاوت کند که آدم خوبی هستی یا نه. این صدا، اضطرابش را کم می‌کند.

عضلاتِ گفت‌وگوی تو را تقویت می‌کند. پیامک می‌توانی ساعت فکر کنی و حرفت را تراز کنی. اما زنگ زدن، تو را وادار می‌کند که در لحظه جواب بدهی و بدون آماده‌سازی صحبت کنی. این تمرین، فقط برای تلفن نیست؛ تواناییِ گفت‌وگویِ خودجوشِ تو در هر موقعیتی را بالا می‌برد.

زنگ زدن: معایب

ممکن است معذب‌کننده باشد. هم مردان و هم زنان در آن تحقیقات گفتند تماس تلفنی ناگهانی، ترس و اضطراب واقعی ایجاد می‌کند. تماس تلفنی هر دو طرف را روی صندلی داغ می‌نشاند؛ باید همین‌جا و همان لحظه جواب بدهی و خیلی وقت‌ها آن‌چه از دهانت بیرون می‌آید بعداً پشیمان‌تان می‌کند.

ممکن است تهاجمی به نظر برسد. پیامک به طرف مقابل فرصت می‌دهد که در زمان خودش جواب بدهد. اما زنگ زدن ناگهانی، بعضی‌ها این‌طور حس می‌کنند که داری در زندگی‌شان دخالت می‌کنی.

کمیابی‌اش ممکن است بد تعبیر شود. چون زنگ زدن کمتر شده، صدای تلفن اغلب با یک وضعیتِ اورژانسی گره خورده. کسی دوست ندارد وقتی تلفن زنگ می‌خورد، فکر کند اتفاق بدی افتاده.

پیامک دادن: مزایا

ساده‌تر و بی‌استرس‌تر است. زنگ زدن پراسترس و پرریسک است. پیامک خیلی راحت‌تر انجام می‌شود و هیچ‌کس هم زیر فشارِ لحظه‌ای قرار نمی‌گیرد.

راحتیِ هر دو طرف را تأمین می‌کند. پیامک نه فقط برای فرستنده آسان‌تر است، بلکه برای گیرنده هم راحت‌تر است. دختر می‌تواند فکرش جمع شود، در زمان خودش جواب بدهد و اگر بخواهد رد کند، خیلی مؤدبانه‌تر رد کند. فشار از روی دو طرف برداشته می‌شود.

می‌توانی پیامِ فکرشده‌تری بدهی. چون عجله‌ای نیست، وقت داری حرفت را حساب کنی. شاید بتوانی چیز صمیمی‌تر، بامزه‌تر یا تأمل‌برانگیزتری بنویسی.

پیامک دادن: معایب

ساده و بی‌شخصیت می‌شود. پیامک دادن آن‌قدر راحت شده که دیگر آن حسِ خاص بودن را منتقل نمی‌کند. دختر نمی‌داند آیا تو واقعاً علاقه‌مند هستی یا فقط داری برای هر دختری که پیدا می‌کنی یک پیامک پخش می‌کنی.

شاید نشانهٔ ترس باشد. چون زنگ زدن به شجاعت نیاز دارد، پیامک دادن را بعضی‌ها نشانهٔ اعتمادبه‌نفسِ کم می‌دانند. دختری که هنوز درباره‌ات مطمئن نیست، با پیامک شاید دلش آرام نشود.

احتمالِ سوءتفاهم بیشتر است. پیامک، رسانهٔ بخشودنی نیست. نمی‌توانی با زبان بدن، لحن صدا و نگاهت منظورت را برسانی. شوخی، کنایه و حتی نیم‌فاصله‌ها می‌توانند کاملاً متفاوت برداشت شوند.

خب، زنگ بزنم یا پیامک؟

این‌ها قاعدهٔ سفت‌وسختی ندارند، اما این راهنما کمکتان می‌کند:

زنگ بزن اگر:

  • طرف مقابل بالای ۳۰ سال (شاید ۳۵) دارد.
  • صدای خوش‌آهنگ و مهربانی داری.
  • با تلفن حرف زدن برایت راحت است.
  • فکر می‌کنی طرف مقابل روحیه‌ای سنتی دارد و آن حرکتِ کلاسیک برایش ارزش‌مند خواهد بود.
  • احساس می‌کنی طرف مقابل نسبت به‌ات نامطمئن است و صحبت صوتی‌اش راحت‌تر می‌کند.

پیامک بده اگر:

  • طرف مقابل زیر ۳۰ سال دارد.
  • صدای چندان دلنشینی نداری.
  • در تلفن خجالتی یا نامفهوم هستی.
  • طرف مقابل هم خجالتی است و احتمالاً پیامک براش راحت‌تر است.

اگر هنوز مردد هستی، یک راه میانه وجود دارد: زنگ بزن، مطمئناً جواب نمی‌دهد، یک پیام صوتی خوش‌آیند بگذار و بگو «یا پیامک بده یا زنگ بزن، هر کدام که برایت راحت‌تر است.» حالا توپ را انداختی در زمین او.

در نهایت، مهم‌ترین قانون این است: هر کاری که باعث شود آن درخواست را انجام بدهی. هیچ‌وقت قدم برنداشتن، بدتر از اشتباه قدم برداشتن است. حسرتِ نگذاشتنِ قرار، خیلی سنگین‌تر از یک «نه» شنیدن است.


این نوشته برگردان و بازنویسیِ آزادی است از مقاله‌ای در وب‌سایت The Art of Manliness و صرفاً برای استفادهٔ فارسی‌زبانان اقتباس شده است. حق محتوای اصلی متعلق به نویسندگان آن است.

منبع اصلی: